چه زیباست به یاد تو با چشمانی خسته گریستن
چه زیباست همیشه تو را در تنهایی حس کردن
ودر خیال با تو زندگی کردن و تو را داشتن
عزیزم نام تو بر قلبم حک شده تا فراموشت نکن
من یاد تو را همچون نفس کشیدن به خاطر می سپارم
یه لحظه کافیه واسه اینکه کسی رو دوست داشته باشی و یه عمر وقت لازمه تا فراموشش کنی
یه روز دیگه بدون تو گذشت!!!!!!!!!!!!
با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک
فقط میخواد بهت بگه تولدت مبارک
امروز روز تولد بهترین دوستمه تولدش مبارک
الهی ۱۲۹ ساله بشی
تولدت مبارک
دوست دارم تولدت هم مبارک
بر سینه ام تکه یخی گذارید تا به جای معشوقم گریه کند
چشمان را باز بگذارید تا همه بدانند به انتظار معشوقم بودم
و در اخر دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم
ادعا نمی کنم همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که در لحظاتی که به یادشان
نیستم هم دوستشان دارم!
وقتی اشک هایم روی زمین ریخت تو هرگز ندیدی که چگونه می گریم تو دلم را با بی کسی تنها گذاشتی و
چشمانم را به انتظار نگاهت گریان گذاشتی!
دستم بوی گل داد مرا به جرم گل چیدن متهم کردند اما هیچکس فکر نکرد شاید من یک گل کاشته باشم!!!
حالا که بزرگ شدیم تنها کار درستمون پوشیدن کفش هامونه
قصه عشق من و تو به قشنگی خیاله
من وتو ماهی و ابیم که جدایمون محاله
به دنبال گناهی هستم که مجازاتش تبعید به قلب تو بود
شکسپیر میگه: یا به اندازه ی ارزوهایتان تلاش کنید یا
به اندازه تلاش هایتان ارزو کنید![]()
خیلی سخته عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی
خیلی سخته سالگرد عشقتون رو بدون حضورش جشن بگیری
خیلی سخته همه بهت بگن تولدت مبارک جز اونی که فکر می کنی
به خاطرش زنده ایی خیلی سخته همه چیزت و به خاطر یه نفر از دست
بدی بعد اون بگه نمی خوامت
به تو می اندیشم به تو ای ناز که از حال دلم بی خبری
به نگون بختی خود به دل ساده خویش
به همان روز که می گفتی عهد و پیمان میان من وتو همچنان روح مسیح رو به سوی ابدیت دارد!
دوست داشتن های امروزی مث پاکن سر مدادنوکیه
یا اینقدر ازش استفاده نمی کنی و گازش می گیری تا گمش می کنی
یا اینقدر ازش استفاده می کنی که دیگه چیزی ازش باقی نمی مونه!
دفعه اول که عاشق میشی دلت رو می شکنه و می زاره میره
دفعه دوم از تجربه قبلی استفاده می کنی اما یه جور
بدتر دلت رو می شکنه و می زاره و میره
از اون به بعده که دیگه دوست دارم واست معنایی
نداره حتی اگه یکی واقعا هم دوست داشته باشه این
تویی که دلش رو می شکنی و می زاری و میری تا
انتقام خودتو ازش بگیری و اون وقت اینجوری میشه که
قلب همه ادما می شکنه!!!!!!!!!
امروز روز تولدمنه منتها بعضی دوستان عجله کردن تو اپ قبلی بهم تبریک گفتن
اما اپ تولدم اینه اونایی که زود تبریک گفتن قبول نیست دوباره باید بیان![]()
خب دیگه چند سال پیش روز ۳۱خرداد ساعت ۱۰صبح به دنیا اومدم
که ای کاش نمیومدم
خلاصه:
تولدم مبارک ان شاالله ۱۲۳سال زنده باشم![]()
خب دیگه بسه تولد یه شعر توپ میخوام بنویسم:
در جلسه امتحان عشق من ماندم و یک برگه سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی
ویک بغل تنهایی و دل تنگی.......
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود
در این سکوت بغض الود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!
وبرگه سفیدم
عاشقانه قطره را به اغوش می کشد
عشق تو نوشتنی نیست باتو
در برگه ام کنار ان قطره
یک قلب کوچک می کشم!
وقت تمام است
برگه ها بالا.....
خب یه عرض با این اقا حمید که بگم منو اشتباه گرفته با کس دیگه چون
من فاطمه نیستم من نیلوفرم همه هم می دونن اشتباه گرفتی داری منو
اذیت می کنی
تولدم مبارک
کادو یادتون نره هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
منظورم نظر بود![]()
تونازنین من بودی مث حالا تا همیشه
کاشکه به جز من هیچ کسی اینقدرزیاد دوست نداشت
یاکه دلت عشق منو اول عشقاش می گذاشت
کاش گره دستامونو این سرنوشت وا نمی کرد
کاش هیچ کدوم از ما دو تا هیچ دوستی پیدا نمی کرد...................................
تو را انقدر در دل می سرایم که دل یعنی ترا زیبا سرودن
فدای تو شقایق های احساس و رویای بی اغاز سرودن
دل های منتظر همه تقدیم چشم تو
امروز بی حضور تو فردا نمی شود
از مرد مجوی مجوی وفا هرگز
اومعنی عشق نمی داند
راز دل خود به او نگو هرگز
مرد امد و دردی به دل عالم شد
از روز ازل قسمت زن ها غم شد
در دفتر خاطرات حوا خواندم
جانم به لبم رسید تا ادم شد
(البته با عرض معذرت از اقایونی که وبلاگ رو می خونن)
بین من تو چیزی دیوار نخواهد شد
گرفاصله هم افتد بسیار نخواهد شد
در عشق تنفس یک حادثه تازست
در قصه ما چیزی تکرار نخواهد شد
اگر ترکت کنم میمیرم از غم
جدایی گر کنم می پاشم از هم
دل من کوره اتش فشان است
اگر شعله کشد می سوزد عالم
کاش بودی تا دلم تنها نبو.د تا اسیر غصه فردا نبود کاش
بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
طرف کسی که تنهاست تنها به دنیا اومده
تنها میمیره وتنها تو را می خواد
توتوتو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم
ممنونم اجازه دادی باتو زندگی کنم
این گل سرخ من است
دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق
که بری خانه دشمن!
که فشانی بر دوست
راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست
ادم
واگر ادم هم مثل من ادم بود ودلش نی لبکی بود حزین
می سرایید به اندازه یک حنجره در گوش زمان
قطعه شعری از عشق
که همین عشق سر اغاز من و عالم بود
قبل از این بود جهان یکه و در تنهایی
ظلماتی که یقین ماتم بود
پس جهان بی من
یا من بی عالم
بودچیزی که در ان چیز وجودی کم بود
وتویی جان جهان
نیز منم کالبدی
ارزشی بود اگر بودن ما
باهم بود...........................................
چه قدر جالبه که:تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمی یاره تا وقتی فریاد نزنیکسی به طرفت بر نمی گرده
وتا وقتی نمیری کسی تو رو نمی بخشه..................................................................
زندگی مث یه جدوله وقتی تموم میشه جایزه اش مرگه
یه مرداب برای به دست اوردن یه نیلوفر سال ها می خوابه تا ارامش نیلوفر بهم نخوره پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش حتی شده سال ها صبر کن!
زندگی گرچه بهار است به ان دل مسپار اخر از کوچ این باغ خزان می گذرد؟
امروز همان فردایی است که دیروز منتظرش بودیم!!!!!!
می گویم دوستت دارم زیرا می گوین قلب ها معمولا با کلماتی که ناگفته بماند می شکند!
تو را دوست دارم عزیزم بی نهایت تا قیامت با صداقت
تورا دوست دارم عزیزم بی نهایت تا قیامت با صداقت
.............................................................
نمیدونم چرا دوباره اومدم شاید چون دلم گرفته بود
بانوشتن سبک می شم
اگه دیر جواب نظرها رو میدم ببخشید چون این روزا حوصله ی نت رو ندارم
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای اشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
اینا رو جدی نگیرین حرفای یه تنهای عاشق و یه دیوونه اس
وسعت تنهائی ام راحس نکرد
در میان خنده های تلخ من
گریه های پنهانی ام را حس نکرد
انکه با اغاز من مانوس بود
لحظه ی پایانیم را حس نکرد
دویدیم و دویدیم هیچ جا رامون ندادند
گفتند که توی جاده دونده ها زیادن
دویدیم و دویدیم فایده نداشت دویدن
به همه چیز رسیدیم به جزخود رسیدن
دویدیم و دویدیم اسفندو دود نکردن
گفتند فقط زیر لب کاش دیگه برنگردن
دویدیم و دویدیم سیبا رسیده بودن
سه فصل ازگار بود همه دویده بودن
دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار
اونور دیوار هم باز خوردیم به خط تکرار
دویدیم و دویدیم قصه زندگی بود
که خلاصه ی اون دویدن فقط دیوونگی بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دنیا رو بد ساختند.....کسی را که دوست می داری دوستت ندارد
کسی که دوستت دارد تو دوستش نمی داری.........
اما کسی که هم تو دوستش داری و هم او تو را دوست دارد
به رسم ائین به هم نمی رسند!!!!!!!!!!!!!!
ازیکی می پرسن اگه یه روز دلتگ شدی چی کار میکنی؟میگه دلتگی مال عاشقاست پس باید منتظر معشوق بود
عشق شوخی سرد ادم هاست
بازی شیرین گرگم به هواست
واسه شکستن غرور من وتو
دوستی طوطئه سرد ثانیه هاست
فکرکنم این اپ اخر وبلاگم باشه
چون دیگه حوصله اشو ندارم
شاید هم نه بازم اومدم به هرحال
اینا حرف های بیخود یه دیوونه ی
تنهابودکه با گریه نوشته بود
شایدهم یه بیمار و یه عاشق......
پس زیاد جدی نگیرین فقط بهش
بگین:
نه تنها مرا از خویش مران
بلکه درکنارم گیر
ودامانت را در پناه من جاودانه ساز
نرووووووووووووووووووووووو
تنهام نزاررررررررررررررررر
بی تو میمیرم
درکم کن تنهام عاشقتم و دوست دارم
این اپ هم مثل بقیه تقدیم به کسی که
افتاب عشق و مهرش در استان
دلم هرگز غروب نخواهدکرد
پاسخ یک لخند را با یاس داد
می توان جای غروب عشق را
به طلوع ساده احساس داد
می توان در خلوت شب های راز
فکر رسم ابی پرواز بود
می توان تا فرصت ادراک هست
با خلوص یاس ها هم راز بود
می توان با لهجه ی سرخ دعا
مدتی با اسمان خلوت نمود
می توان با حرفی از جنس بلور
شوق را به هر دلی دعوت نمود
می توان در ارزوی کودکی
باحضوریک عروسک سهم داشت
می توان گاهی به رسم یاد بود
در دلی یک شاخه نیلوفرگذاشت
می توان از شهرشب بوها گذشت
عابر پس کوچه های نور بود
می توان همسایه مهتاب شد
فکر زخم غنچه ای رنجور بود
می توان با لطف دست پنجره
مهربان گنجشک هارا دانه داد
می توان وقتی خزان از راه رسید
یک کبوتر را به کنجی لانه داد
می توان در قلب های بی فروغ
لحظه ای برقی زد و خورشید شد
می توان درغربت داغ کویر
گاه ان ابری که می بارید شد
این اپ هم تقدیم به رنگین کمان
زندگی ام وسایبان امید شب های بی
کسی ام![]()
![]()
![]()
![]()
با مهربانی قفل غم را از روی درها می شکستم
ای کاش من الاله بودم الاله ای خوش رنگ و زیبا
الاله ای که دوست دارد نجوای سرخ شاپرک را
ای کاش من احساس بودم مفهوم سبز زنده بودن
مضمون باران بهاری در دفتر سرخ سرودن
اگر دریای دل ابی است تویی فانوس زیبایش
اگر ایینه یک دنیاست تویی معنای دنیایش
تویعنی دسته ای گل رازان سوی لفق چیدن
تویعنی پاکی باران تو یعنی لذت دیدن
تویعنی یک شقایق را به یک پروانه بخشیدن
تویعنی از سحرتاشب به زیبایی درخشیدن
تویعنی یک کبوتر را ز تنهایی رها کردن
خدای اسمان ها را به ارامی صداکردن
تو یعنی مثلنیلوفرهمیشه مهربان بودن
تویعنی باغی از مریم تو یعنی کهکشان بودن
تو یعنی چتری از احساس برای قلب بارانی
تو یعنی پیک ازادی برای روح زندانی
تویعنی دسته یک گل رابه دست اطلسی دادن
تو یعنی در زمستان هابه فکر پونه افتادن
تو یعنی روح باران رامتین و ساده بوسیدن
ویا در پاسخ یک لطف به روی غنچه خندیدن
دیشب در کوچه های قدیمی شهر پرسه می زدم تو در امتداد سحر بودی
و اوج پرواز در خواب و خیال و من غرق غروب بودم و دست هایی
که نگاه تو را قاب می گرفتند در انتظار دیشب سیاهی اسمان را فهمیدم
و خراب اباد دل رادر تیرگی چشمانت ابادسرایی دیدم هنگامیکه تمام
ستاره های اسمان در شب ارمیده بودند وتمام عاشقان یادرفکرمعشوق و
یاکنار معشوق به خواب رفته بودند من برایت می نوشتم انتظاری نفس
گیر برای نگاه های اتشینت در درونم زبانه می کشید اوازه های شبانه
که وجودم را درخودغرق می کرد فقط تو را در سیاهی می جستند
کنون ای اشناوجود من سرتا پا مست عطر تن تو شده تا بگویم دوستت
دارم ونگاهم دست در دست ارزوها برخشکیده گل حیاط خیره مانده و
در مناجاتی بزرگ غرق التماس است که نگویی از تو بیزارم
نگویی از تو بیزارم
ساکن شهر نگاه های اتشینت:نیلوفر
بانگاه ابيت پيوند داد
مي شود در باغ همپاي نسيم به شقايق يك سبدلبخند داد
مي شود با بال سرخ عاطفه تافراسوي افق پرواز كرد
مي شود با ياري حسي لطيف عشق را بايك تپش اغاز كرد
مي شود در بيكران اسمان شعرسرخ يك شقايق را سرود
مي شود در مرز يك اشفتگي جان فداي غنچه اي تنها نمود
مي شود با دستي از جنس بهار تك تك پروانه ها را تاب داد
مي شود باجرعه اي از اشك شوق باغ سرخ لاله ها را اب داد
مي شود بايك نگاه ماندگار ازطلوع شهر رويا شعر گفت
مي شود گل هاي دل را اب داد مي شود تا ابي دريا شكفت
مي شود در جاده هاي ارزو مثل بيدپاك مجنون تاب خورد
مي شود قويي غريب و تشنه بود ازلب درياچه دل اب خورد
مي شود از شهر پاك پنجره سوي حسي ماندني پرواز كرد
مي شود همبازي پروانه شد برگ هاي لادني را ناز كرد
مي شود يك شاخه گل را هديه داد مي شود با خنده اي پايان گرفت
مي شود يك لكه ابر پاك بود مي شود ابي شد و باران گرفت
پس بيا دنياي پاك قلب را جايگاه رويش گل ها كنيم
بانگاهي روح را رنگي زنيم باتبسم خانه را زيبا كنيم
معني اين حرف ها يعني بيا ازتمام كينه ها عاري شويم
زخم يك پروانه را درمان كنيم دركويرسينه اي جاري شويم
.................................................................................................................
كنارهردلي يك شمع سرخ است بيا به حرمتش پروانه باشيم
به یادت هست زخمی بردلم هست
که جز لبخند تو درمان ندارد
به یادت
تو بایک جرعه از دریای یادت
میان باغ قلبم جا گرفتی
تو با یک انعکاس نقره ای رنگ
مجال ناز از رعنا گرفتی
توچون یک هدیه فیروزه ای رنگ
مرابرقایق رویا نشاندی
وبایک لطف ویک لبخند ساده
مرابه سرزمین عشق خواندی
تودیوارمیان قلب ها را به رسم اسمانی ها شکستی
وچون حسی غریب و واژه ای سرخ میان دفتر روحم نشستی
تودریایی ترین ترسیم یک موج
توتنها جاده دل تا خدایی
تو مثل شوق یک کودک لطیفی
تومثل عطر یک گلدان رهایی
تومثل نغمه موزون باران
به روی اطلسی ها نازنینی
وتا وقتی که روحم مال اینجاست
به روی صفحه ی دل می نشینی
دوست دارم
دوست دارم...............
...
می دونم تکراری بود اما دوسش داشتم دوباره اپش کردم
عیبی که نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
داشته باشه هم به شما ربطی نداره![]()
![]()
![]()
خیلی خوشگله دلم هم گرفته دوباره اپش کردم
میان باغ قلبم جا گرفتی
تو با یک اسکناس نقره ای رنگ مجال ناز از رعنا گرفتی
تو چون یک هدیه فیروزه ای رنگ مرا بر قایق رویا نشاندی
وبا یک لطف. یک لبخند تازه مرا به سرزمین عشق خواندی تو دیوار میان قلب
ها رابه رسم اسمانی ها شکستی وچون حسی غریب و واژه ای سرخ میان دفتر
روحم نشستی تو دریایی ترین ترسیم یک
موج تو تنها جاده دل تا خدایی
تو مثل شوق یک کودک لطیفی تو مثل عطر یک گلدان رهایی
تو مثل نغمه ی موزون باران به روی
اطلسی ها نازنیینی
وتا وقتی که روحم مال اینجاست به روی
صفحه ی دل می نشینی
تقدیم به ابی ترین موج احساس
تقدیم به تمام هستی ام
و جاودانه در قلبم
بعد تو تمام شاپرک ها رفتند
ازخواب نسیم گل ها رفتند
بعد تو تمام نغمه های ابی
از شهر قشنگ نی لبک ها رفتند
پس برگرد نازنین من
تو رفتي و گذشتي مث باران و من دستي تكان دادم برايت
اى ماجراي ابي پرواز تا خدا
اي انتهاي مرز تمام گذشته ام
اي بي ريا ترين نفس پاك ياس ها
با نام تو كتاب وفا نوشته ام
در زير دانه هاي قشنگ تگرگ عشق
من بودم و خيال تو و يك سبد بهار
يك اسمان شكوفه ى زيبا و پاك ياس
از ان طلوع مانده برايم به يادگار
اي مهربان تر از تپش غنچه هاي ناز
اي سرگذشت رويش رعناي عاطفه
اي دست توپناه هزاران گل سفيد
اي چشم توحكايت درياى عاطفه
بي تو شكست خاطره هاي بلوغ عشق
بي تو غروب واژه ي رويا هميشگيست
بي تو ترانه هاي محبت غريبه اند
چشم تو شهر ابي درمان تشنگي است
كوچه ي دل الاله هنوز
در ارزوي لحظه ي ديدار مانده است
چشمان صد هزار شقايق به ياد تو
تا صبحگاه عاطفه بيدار مانده است
اي تراوش شبنم ز برگ گل ياس
باز ترجمه كن انتظار را
داستان را مرور كن
تكرار كن براي غزل ها بهار را
ولنتاينتون مبارك
باران شدم و به روی گل باریدم
گفتی که ببوس روی نیلوفر را
ازعشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو دلی روشن کن
من هم چو گل ستاره ها تابیدم
گفتی که برای باغ دل پیچک باش
بریاسمن نگاه تو پیچیدم
گفتی که برای لحظه ای دریاشو
دریا شدم و تو را به ساحل دیدم
گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم وزدوریت نالیدم
گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم و با ترنمت روییدم
گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه ی بی وفایت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم
درحسرت چشم تو دل ماه شکست
چشمان هزار غنچه در راه شکست
تورفتی و بعد تو دلم مثل بلور
افتاد ز برج شوق و ناگاه شکست
تمام شب برای باطراوات ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعاکردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های ابی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهائیم رویید با حسرت جداکردم
وتدر پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران سرگردان چشمانی است رویایی
ومن تنها برای دیدن زیبائی ان چشم تورادردشت اززیبایی وحسرت رها کردم
همین بود اخرین حرفت
ومن بعداز عبورتلخ و غمگینت
حریم چشمهایم را برروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید واکردم
نمیدانم چرا رفتی
نمی دانم چراشاید خطاکردم
وتو بی انکه فکرغربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا تا کی برای چه
ولی
رفتی
وبعداز رفتنت باران چه معصومانه می بارید
وبعدازرفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
وبعداز رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
وگنجشکی که هرروز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت
تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد
وبعد از رفتن تو اسمان چشمهایم خیس باران بود
وبعداز رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
وبعداز رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید تو نام مرا ازیاد خواهی برد
ومن باانکه می دانم تو هرگز یاد من را باعبور خود نخواهی برد
هنوز اشفته ی چشمان زیبای توام
برگرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
وبعد از این همه طوفان و وهم وپرسش و تردید
کسی از پشت قاب پنجره ارام و زیبا گفت تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو
درراه عشق و انتخاب ان خطا کردم
ومن درحالتی مابین اشک و حسرت و تردیدکنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست
ومن در اوج پائئزی ترین ویرانی یک دل میان غصه از جنس بغض کوچک یک ابر
نمی دانم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شایدبه رسم عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم
تادلم تنها نبود
تااسیرغصه ی فردا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی
بی تو هر گز زندگی زیبا نبود
می گویند شیشه ها احساس ندارند
اما وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم ارام گریست
اگه می دونستی چقدر دوست دارم هیچ وقت برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من
به پیش روی من تا چشم یاری می کند دریاست
چراغ ساحل اسودگی ها در افق پیداست
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست
خروش موج با من می کند نجوا
که هرکس دل به دریا زد جدایی یافت
مرا ان دل که بر دیا زنم نیست
زپا این بند خونین برکنم نیست
یادته گفته بودی:
وقتی از روی برگ های پائئزی عبور می کنی یادت باشه یه روز همین برگا بهت نفس دادن
بسترم صدف خالی یک تنهائیست و تو چون مروارید گردن اویز کسان دیگری
می توانم بگویم مرو.............................................این خوشایند نیست
می توانی بروی.................................................تحکیم اینراست
بامن بمان.......................................................جمله ای خالی از عشق است
پس خودت بگو انگاه که ترکم می کنی من چه بگویم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ندانستم از اهل که تو بی وفایی عهد نابستن که چنین بندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا اهل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب و چرایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این اپم به افتخار کسی که برای اولین بار میاد وبلاگم(نتیجه ی دختر خاله ی مامان بزرگم)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حال کردی
حالا بشین همه اپ ها را بخون
افسوس ان زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم
ان زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم
بعد
برای انچه که از دست رفته اه می کشیم
زندگی من ساندویچ سردی است که ابتدا وانتهایش طعم نان می دهد و وسط ان جز خاطره چیزی نیست
خدایا
انکس که در تنهائی تنهائیم تنهایم گذاشت در تنهاترین تنهائیش تنهایش مگذار...............................
زندگی مث پیازه هر صفحه اش را که ورق می زنی اشکتو در میاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همیشه سعی می کردم کمتر از رنگ سیاه استفاده کنم اما نمی دونم چرا امروز جوهر وبلاگم فقط سیاه نوشت................................................................................................................................
به امید روزی که هممون عشق را بشناسیم و عاشق واقعی ناشناختی پاک باشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تنها....................................................................................................................................
اخه امروز استادمون گفت(میدونی که کی را میگم)
"دیگران را ببخشیدنه به این علت که ان ها لیاقت بخشیدن را دارند بلکه به این علت که شما لیاقت ارامش را دارید"
اما خودتم خوب میدونی که نمی تونم ارامش داشته باشم اما بخشیدمت چون یه روزی دوست داشتم بیشتر از جونم
همیشه غصه می خوردم وناراحت بودم که کفش ندارم امروز یکی رادیدم پا نداشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به یاد چشم توخود را خراب خواهم ساخت بنای عهد قدیم استوار خواهم کرد
ستاره بخت هیچ کس شوم نیست این مائیم که اسمان را بد تعبیر می کنیم
ازهمه ی دوستای گلم که به فکر من هستن و برام نظر میدن تشکر می کنم به ویژه
اقا وحید وسارا خانوم و کارو جونم(ارش)
می دونم ای اپم خیلی بد شد اخه...................................................
معذرت میخوام..........................................................................................................
توهم مرا ببخش اگه که کار نداری اگه میتونی.....................................................................
توی اسمون دنیا هرکسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست اسمون جایی نداره!!!!!!!!!!!!!!!!
ترکم کردی و رفتی دلم شکست اما ارزو نکردم که برگردی اخه فردای همون روز پشت یه کامیون خوندم که برگ از درخت خسته میشه پائئز بهونه س
شاید بزرگترین اشتباه زندگی ام را تویاین پنج ماه کردم که باعث شد همه چیزم را از دست بدم حتی ابرویی که جلوی پدرومادر داشتم اما ناراحت نیستم چون درسی گرفتم و تجربه ای اموختم که شاید اگه بابام پنجاه سال از عمرش را صرف می کرد تا یادم بده نمی فهمیدم و درک نمی کردم ازت ممنونم
هوس بازان وقتی زیبایی را می بینند دوستشان دارند اما عاشقان وقتی کسی را دوست دارند زیبا می بینند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کاش باتو نمی ماندم هوس بازم
خیلی سخته اون که اومد وکردت دیوونه هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد می داد
مرا ازیاد برد اخر ولیکن
به جزاو عالمی رابردم از یاد
بهش بگین به پات نشست
بهش بگین نیومدی
بهش بگین دوست داره
بااینکه قیدشوزدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کاش می شد مانند صفردر ضرب وتقسیم حاصلی پیوسته یکسان داشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ودر اخر اینکه:
قدرمو می دونی یه روز
یادم میفتی شب و روز
صدام توگوشت می پیچه
مثل یه اه سینه سوز
خیلی دلم گرفته نمی دونم چی کار کنم میخوام وبلاگ را حذف کنم فکر کنم مطالبش خیلی چرته نه؟
شما بگین چی کار کنم؟
حذفش کنم؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگه دنیای ما دنیای سنگه بدون سنگینی سنگ هم قشنگه
اگه دنیای ما دنیای درده بدون عاشق شدن از بهر رنجه
اگه عاشق شدن بس یک گناهه
دل عاشق شکستن صد گناهه
دوستم پریسا می گه:درگوش یاس که داشت زیر پات غنچه می کاشت گفتی که می خوای بری دزد چشمات نمی ذاشت!!!!!
تنها شدم تنهای تنها من دوست داشتم برات ارزش قائل بودم اما تو اینقدر سنگ دل شده بودی که شوخی من را جدی گرفتی و گذاشتی رفتی
دیگه هیچ وقت تو زندگیم عاشق نمی شم چون می ترسم دوباره یه هوس باز را با یه عاشق پاک اشتباه بگیرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوست داشتم شاید هم دوسم داشتی اما غرورت بهت اجازه نداد که برای بار اخر بگی دوسم داری!!!!!
می درخشیدند نمی دانی چه غمگینند چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو
چه خواهد شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بی تاب و دلگیرم
کجا ما ندی که
من بی تو هزاران بار در هر لحظه میمیرم!!!!!!!!!!!!!!!
شاید انروز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پردرد گل یاس نداشت.................
باید اینجور نوشت:
هرگلی هم هستی چه گل شقایق چه گل مریم و یاس زندگی اجباریست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه؟
لبخندی که بی اراده روی لبهای یه عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریادبزنه دوست دارم.......
یک روز بارانی خوب یادم هست اهسته گفتی دوستم داری باواژه های سخت گفتم که من هم دوست دارم.....
گناه از جانب ما نیست که اینگونه مجنونیم گردش چشم تو نگذاشت که عاقل باشیم
دوست دارم........................................................................................................................
مجنون وفادار تو خواهم ماند
بی انکه ارزوکنم در غم من اشک بریزی ارزومندانه در غم تو خواهم مرد
حیف است کلام اخرین ناگفته بماند بگذار اشکارانه بگویم بی انکه دوستم بداری تورا می برستم
حیف...............................................................................................................................
حقم نبود چون دوست داشتم
چرا تنهام گذاشتی نازنین
اه افسوس